ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

262

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

واسطيها كس به بغداد فرستادند و از سپاه آنجا يارى خواستند و بساسيرى را بخشش نمودند كه نور الدوله را از آنها دفع كند و رود الصله ورود الفضل را براى خويشتن بگيرد . بيان درگذشت مودون بن مسعود و پادشاهى عم او عبد الرشيد در بيستم رجب اين سال ، ابو الفتح مودود بن مسعود بن محمود بن سبكتكين فرمانرواى غزنه درگذشت . سن او بيست و نه سال و مدت پادشاهيش نه سال و ده ماه بود ، درگذشت او در غزنه رويداد ، پيش از فوتش به فرمانروايان اطراف در ساير بلاد نامه نوشته بود و آنان را با لشكريانشان دعوت به يارى خود كرده و اموال بسيار به آنها بخشوده بود و حكومات اعمال خراسان و نواحى آن را ، على قدر مراتبهم به آنان تفويض كرده بود . آنان دعوت او را پذيرفتند . از جمله ابو كاليجار حكمران اصفهان بود كه سپاهيان خويش گرد آورد و رو بدشت رفت ، بسيارى از افراد لشكريانش به هلاكت رسيدند و خود او هم بيمار شد و بازگشت . و ديگر خاقان پادشاه ترك بود كه به ترمذ رفت و آنجا را بباد تاراج و خرابى گرفت و مردم آن بخش را مصادره كرد . و گروه ديگرى از ما وراء النهر بخوارزم رفتند . مودود خود از غزنه عزيمت كرد . يك مرحله بيش از غزنه دور نشده بود كه به عارضه قولنج مبتلا شد و بيمارى او شدت يافت . و بيمار به غزنه بازگشت و وزير خود ابا الفتح عبد الرزاق ابن احمد ميمندى را با سپاهى انبوه به سجستان ( سيستان ) گسيل داشت كه آنجا را از غزها بگيرد . بيمارى مودود شدت پيدا كرد و درگذشت . بعد از او فرزندش بجايش نشست و پنج روز در مسند پدر جاى داشت ، سپس مردم از وى روگردان شدند و به عم او على بن مسعود گرويدند . مودود چون بپادشاهى رسيد عم خود عبد الرشيد بن محمود را دستگير و در قلعه « ميدين » در راه « بست » زندانى كرده بود . همين كه مودود درگذشت وزير مودود با سپاه نزديك بدان قلعه رسيده بود . عبد الرشيد از فراز در فرود آمد و آن سپاه را دعوت به طاعت از خود كرد دعوتش را